۳۰۰ نکته در مدیریت اسلامی
در این مقاله به بیان ۳۰۰ نکته مدیریتی برگرفته شده از قرآن کریم اشاره می شود
لیاقت، ملاک ارتقا
عدم انهدام منابع
پیگیری کارها
برخورد با متخلفان
تناسب شغل و شاغل، ارتقای پلکانی
ارزش و تلاش
نظارت
قاطعیت
تشویق و تنبیه
دانلود متن کامل (قالب pdf) :: حجم ۷۵۰ کیلوبایت (kb)
مشاهده مستقیم متن کامل در ادامه مطلب
۳۰۰ نکته در مدیریت اسلامی
رویههای سازمانی
قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَینا عَلَیهِ آباءَنا أَ وَ لَوْکانَ آباؤُهُمْ لایعْقِلُونَ شَیئًا وَ لا یهْتَدُونَ (بقره، ۱۷۰)
هنگامی که به آنها گفته میشود: از راه خدا پیروی کنید، میگویند: ما از آن راهی که نیاکانمان پیروی کردند دست بر نمیداریم در حالی که ممکن است گذشتگانشان چیزی نمیفهمیدند و به خطا رفته باشند.
۱۱.رویههای سابق سازمانی ممکن است نادرست باشد، لذا پیروی از راه و روش و منش مدیران سابق اگر همراه با استدلال و تعقل نباشد، قابل پذیرش نیست.
تفویض مسؤولیت
لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها … (بقره، ۲۳۳)
همه بهاندازه توانشان مکلف هستند.
۱۲.تفویض مسؤولیت به زیردستان باید بر اساس تواناییهایشان باشد و به همان مقدار از ایشان انتظار داشت.
علم و توانایی، شفاف سازی
قالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ… (بقره، ۲۴۷)
قوم بنی اسرائیل به پیامبرشان گفتند: فرمانده ای برای ما مشخص کن تا به جنگ حاکم ستمگر برویم. پیامبرشان گفت: خداوند، طالوت را به فرماندهی شما برگزید زیرا توان علمی و جسمی لازم برای این مسؤولیت را دارد.
۱۳.قدرت علمی و توانایی جسمی برای انجام مأموریت، دو شرط لازم برای مدیران است.
۱۴.داشتن توانایی علمی مهم تر از توانایی جسمی است. (ابتدا کلمه علم آمده سپس جسم)
۱۵.اعلم بودن، در گزینش مدیران یک اولویت مهم است.
۱۶. رهبر و مدیر باید زیر دستان خود را توجیه کند و ابهامات را برطرف سازد. (چنانچه پیامبر بنیاسرائیل دلیل انتخاب طالوت به فرماندهی را به وضوح بیان کرد.)
ارزیابی عملکرد
قالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیسَ مِنّی… (بقره، ۲۴۹)
هنگامی که لشگر بنی اسرائیل حرکت کرد، (طالوت) به سربازان خود گفت: رودخانه-ای در بین راه است که هرکس از آن آب بنوشد، دیگر در سپاه من جایی ندارد.
۱۷. مدیر باید نیروهای کارآمد را از نیروهای ناکارآمد جدا نماید تا بتواند نیروهای غیرمفید را از مجموعه طرد کند، زیرا حضور آنها باعث سست شدن سایر نیروها میگردد.
توجه به کارکنان
وَ قُلْ لِلَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ اْلامِّیینَ … (آل عمران، ۲۰)
خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: به اهل کتاب (دانشمندها) و عوام مردم بگو: …
۱۸.مدیر باید به تمام افراد سازمان توجه داشته باشد، هم به سطوح مدیریتی و هم به عامّة کارکنان. کارکنان باید بدانند که مهم هستند و نقش تعیین کننده ای در سازمان دارند و این اهمیت را در توجه و عنایت مدیر، احساس کنند.
ایمان
لا یتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ … (آل عمران، ۲۸)
نباید سرپرست مؤمنان از غیر خودشان باشد.
۱۹.در جامعه اسلامی، ایمان داشتن شرط اصلی برای انتخاب مدیر و سرپرست است و اصولاً پستهای کلیدی (همچون مدیریت)، نباید به افراد بیایمان واگذار شود، چون امکان سوء استفاده در این سمتها فراوان است.
آگاهی از گذشته
وَ یعَلِّمُهُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجیلَ (آل عمران، ۴۸)
خداوند به حضرت عیسی کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموخت.
۲۰.مدیران هر برهه از زمان باید از حوادث و قوانین گذشته آگاه باشند و بدانند در گذشته چهاتفاقاتی در سازمان رخ داده و چه مقرراتی وضع گردیده است. (چنان که خداوند به حضرت عیسی، تورات را که قوانین گذشته بود، آموخت.)
شناخت تهدیدها
فَلَمّا أَحَسَّ عیسی مِنْهُمُ الْکُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاری إِلَی اللّهِ … (آل عمران، ۵۲)
هنگامی که عیسی احساس کرد اطرافیانش کفر میورزند، گفت: چه کسانی مرا در راه خدا یاری میکنند.
۲۱.هوشیاری در شناخت افکار و عقاید و تهدیدها، یکی از شروط اساسی رهبری است.
۲۲.شناخت نیروهای وفادار و سازماندهی و تمرکز آنان، برای اداره جامعه و ادامة حرکت ضروری است.
سوءاستفاده از مقام
ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یؤْتِیهُ اللّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ یقُولَ لِلنّاسِ کُونُوا عِبادًا لی … (آل عمران، ۷۹)
هیچ انسانی که خداوند به او کتاب و حکمت و نبوت و حکومت داده است، حق ندارد به مردم بگوید: بندگان من باشید.
۲۳.سوء استفاده از موقعیت و مسؤولیت، برای هیچ کس مجاز نیست و باید با آن به شدت برخورد نمود.
پیگیری تا حصول نتیجه
مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدینارٍ لایؤَدِّهِ إِلَیکَ إِلاّمادُمْتَ عَلَیهِ قائِمًا…(آل عمران، ۷۵)
بعضی از اهل کتاب (یهودیان) کسانی هستند که اگر به او دیناری بدهی آن را به تو برنمیگرداند، مگر آنکه برای مطالبة آن دائماً بالای سر او بایستی.
۲۴.پیگیری برای رسیدن به نتیجه، اصلی مهم در مدیریت است، چنانکه خداوند وصول مطالبات را به پیگیری مستمر منوط میداند.
پیمان و پشتیبانی از مدیران
وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَ النَّبِیینَ لَما آتَیتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ … (آلعمران، ۸۱)
خداوند از پیامبران پیشین پیمان گرفت که هرگاه علم و حکمت به شما دادم و سپس پیامبری آمد که آن مطالب را تصدیق میکرد، به او ایمان آورید و او را یاری کنید.
۲۵.در مدیریت اسلامی، لازمة سپردن مسؤولیتها گرفتن پیمان است که بر طبق موازین و اصول، انجام تکلیف شود.
۲۶.مدیران قدیمی باید از مدیران جدید پشتیبانی کنند و مدیران جدید هم باید از مدیران قدیمی تجلیل کنند.
قانون و رهبری
کَیفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلی عَلَیکُمْ آیاتُ اللّهِ وَ فیکُمْ رَسُولُهُ…(آل عمران، ۱۰۱)
خداوند خطاب به مردم مدینه میفرماید: چگونه کفر میورزید در حالی که آیات خدا بر شما تلاوت میشود و رسول خدا در بین شماست.
۲۷.وجود قانون و حضور رهبری، دو اصل لازم برای جلوگیری از انحراف است. (اگر قوانین و مقررات کامل و جامع، و رهبری آگاه و ناظر وجود داشته باشد، عدول از مسیر اهداف، امری عجیب خواهد بود، زیرا خداوند میفرماید: چگونه کافر میشوید در حالی که قوانین کامل الهی و رهبری معصوم در میان شماست.)
نظارت، اصلاح سازمان
وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَیالْخَیرِ وَیأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِالْمُنْکَرِ…(آل عمران، ۱۰۴)
از میان شما باید گروهی باشند که دیگران را به خیر دعوت نمایند و از بدیها بر حذر دارند.
۲۸.باید همواره گروهی جهت نظارت بر امور، در سازمانها باشند که ضمن دانستن اهداف سازمانی بر رفتارهای فردی و سازمانی افراد دقت نمایند تا هر کجا مغایرتی با آن اهداف دیدند، تذکر دهند.
۲۹.اصلاح سازمان و جلوگیری از انحراف، بدون قدرت منسجم که از سوی مدیریت عالی حمایت شود امکانپذیر نیست.
انتصاب
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِکَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ … (آلعمران، ۱۲۱)
خداوند در یادآوری جنگ احد خطاب به پیامبر اکرم صلیالله علیهوآله میفرماید: آن صبحی که از خانهات خارج شدی و مؤمنان را برای جنگ در جایگاه خودشان قرار دادی.
۳۰.انتصاب افراد برای جایگاههای استراتژیک و حساس بر عهدة شخص مدیر است و باید مستقیماً در انتخاب ایشان، اعمال نظر نماید.
امدادهای الهی
إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنینَ أَ لَنْ یکْفِیکُمْ أَنْ یمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُنْزَلینَ (آل عمران، ۱۲۴)
پیامبرصلیاللهعلیهوآله به سپاه خود در جنگ بدر میفرماید: خداوند ما را با سه هزار فرشته یاری میکند. آیا این مژده برای ما کافی نیست؟
۳۱. یکی از وظایف رهبری، امیدوار کردن افراد و توجه دادن آنها به امدادهای خداوند، در راه رسیدن به اهداف است.
ناامیدی رقبا
لِیقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْ یکْبِتَهُمْ فَینْقَلِبُوا خائِبینَ (آلعمران، ۱۲۷)
امدادهای الهی برای آن بود که کفار ریشه کن شوند یا ناکام و ناامید بازگردند.
۳۲.شیوة مدیریت و اتخاذ سیاستها، باید به نحوی باشد که دشمن و رقبا به ناامیدی کشیده شوند.
تلاش
وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ (آلعمران، ۱۳۶)
و چه نیکوست پاداش اهل عمل.
۳۳.با شعار و آرزو نمیتوان به چیزی دست یافت، کار و عمل و سخت کوشی است که شیرینی موفقیت را به کام انسان مینشاند.
تقویت روحیه، بررسی عوامل شکست
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اْلاعْلَوْنَ … (آلعمران، ۱۳۹)
پس از شکست در جنگ احد، خداوند خطاب به مسلمانان میفرماید: سستی نکنید و غمگین نباشید که شما برترید.
۳۴.شکست موضعی در یک برهه از زمان، نشانه شکست نهایی نیست، بلکه تجربهای برای رسیدن به موفقیت و پیروزی است.
۳۵.مدیر و رهبر باید روحیهها را تقویت کند.
۳۶.در ضمن روحیه دادن باید به عوامل شکست توجه کرد. (چنان که خداوند ضمن تقویت روحیه، فرمود: این بار سستی کردید و به دستورات خوب عمل نکردید.)
انسجام رویه
ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ… (آلعمران، ۱۴۴)
خداوند در بیان ضعفهای جنگ احد و توبیخ کسانی که شایعه شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله را انتشار دادند فرمود: محمد پیامبری است که قبل از او هم پیامبرانی آمده و رفته، پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به وضعیت گذشته خود برمیگردید؟
۳۷.رویههای سازمانی باید چنان تشکّل و انسجامی داشته باشند که حتی نبودن مدیر و رهبر در برهه ای از زمان، ضربه ای به سازمان و جریان امور آن نزند.
عوامل شکست سازمان
حَتّی إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِی اْلامْرِ وَ عَصَیتُمْ … (آلعمران، ۱۵۲)
خداوند در بیان علل شکست جنگ احد میفرماید: شما رو به پیروزی بودید تا آنکه سست شدید و در میانه جنگ به نزاع بر سر تقسیم غنایم پرداختید و از دستور پیامبر نافرمانی کردید.
۳۸.از جمله عوامل شکست هر سازمان، سستی افراد در انجام وظایف، نزاع و اختلافات داخلی و عدم اطاعت از مدیریتی واحد است.
مدیریت بحران
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یدْعُوکُمْ … (آلعمران، ۱۵۳)
به یاد بیاورید هنگامی که در جنگ احد فرار میکردید و به هیچ کس توجه نمیکردید در حالی که پیامبر شما را فرا میخواند.
۳۹.در صحنههای حساس و مشکلات خطرآفرین سازمان، افراد سست و ترسو خود را کنار خواهند کشید.
۴۰.دستورات مدیر در لحظههای حساس، موجب به حرکت درآمدن ترسوها و سستها نمیشود، لذا نباید پستهای کلیدی را به ایشان سپرد.
۴۱.آنجا که مشکلات و سختیها جلوهگر میشود، مدیر باید حضوری پررنگتر داشته باشد.
عطوفت، مشورت، توکل
فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی اْلامْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ (آلعمران، ۱۵۹)
خداوند پس از بیان ضعفهای جنگ احد، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: از تقصیر آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش کن و برای تصمیمگیریهای آینده از آنان مشورت بگیر. امّا هنگامی که تصمیم گرفتی، قاطع باش و به خدا توکل کن و آن را عملی ساز.
۴۲.رهبری و مدیریت صحیح با عفو و عطوفت همراه است.
۴۳.در مشورت کردن، محاسنی همچون تفقد از نیروها و دخیل کردن آنها در تصمیم سازی، شکوفایی استعدادها، گزینش بهترین رای، ایجاد انگیزه و علاقه برای اجرای تصمیم نهایی، نهفته است.
۴۴. مشورت، تصمیمساز است و منافاتی با تصمیمگیری قاطع مدیر ندارد.
۴۵.در کنار فکر و مشورت و تصمیمگیری، توکل برخدا لازم است.
شناخت ضعفها
وَلَمّا أَصابَتْکُمْ مُصیبَةٌ…قُلْتُمْ أَنّی هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ… (آلعمران، ۱۶۵)
هنگامی که مصیبتی (همچون شکست جنگ احد) به شما رسید، گفتید: این مصیبت از کجاست؟ بگو: آن از سوی خودتان است.
۴۶.در جستجوی عوامل شکست، ابتدا باید به دنبال عوامل داخلی و ضعفهای سازمانی بود، سپس عوامل خارجی بررسی شود، زیرا عوامل داخلی به دست مدیران سازمان قابل کنترل است.
ارزیابی عملکرد، نظریه سیستمی
أَنّیلاأُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ…(آلعمران،۱۹۵)
خداوند میفرماید: من تلاش هیچ صاحب عملی را تباه نمیکنم، زن باشد یا مرد، همه از یکدیگرید.
۴۷.در سازمانها باید روشی جهت شناسایی کسانی که وظیفة خود را به خوبی انجام میدهند، وجود داشته باشد تا ضمن تشویق آنها، انگیزش سازمانی را تقویت نمود.
۴۸.تلاش و تلاشگر هر دو مهم هستند، کارها هم باید حسن فعلی (شکل درست) داشته باشد و هم حسن فاعلی (نیت درست).
۴۹.در سازمانهای اسلامی، همة افراد سازمان مثل اعضای یک پیکرند در نتیجه تخریب یک فرد به مثابة تخریب سازمان است.
۵۰.در یک بدن همة اعضا باید با هم رشد کنند، لذا باید امکان رشد سازمانی برای همة افراد فراهم باشد و تلاش مدیریت عالی سازمان بر ارتقای کیفی همة افراد معطوف گردد.
جبران خدمات
أَمْ لَهُمْ نَصیبٌ مِنَ الْمُلْکِ فَإِذًا لا یؤْتُونَ النّاسَ نَقیرًا (نساء، ۵۳)
خداوند در بیان حالات یهودیان میفرماید: اگر حکومت در دستشان بود ذرهای از اموال و داراییها را به مردم نمیدادند و همه را برای خود برمیداشتند.
۵۱.مدیر سازمان باید به فکر رفاه افراد سازمان و وضعیت معیشتی ایشان باشد. (یکی از وظایف مدیران، توجه به مشکلات معیشتی افراد است.)
اهلیت و صلاحیت
إِنَّ اللّهَ یأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اْلاَماناتِ إِلی أَهْلِها … (نساء، ۵۸)
خداوند فرمان میدهد کهامانتها را به صاحبانشان بدهید.


یک نظر بگذارید