منیجریال منیجریال
ورود ثبت‌نام
  1. صفحه اصلی
  2. مدیریت رفتارسازمانی حکایت مدیریتی نگرش فرصت ساز
تهیه‌کننده: محمدرضا نژاد حسن

حکایت مدیریتی نگرش فرصت ساز

مردی شیک‌پوش داخل بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شماره‌اش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را دارد و به همین دلیل به ی…

۳.۷
از ۳ رأی · رأی دهید
۵ بازدید
م
تهیه‌کننده
محمدرضا نژاد حسن
حکایت مدیریتی نگرش فرصت ساز
۲.۳ MB
حجم فایل
۴:۰۲ دقیقه
زمان مطالعه
۱ صفحه
تعداد صفحات

معرفی حکایت مدیریتی نگرش فرصت ساز

مردی شیک‌پوش داخل بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شماره‌اش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را دارد و به همین دلیل به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار نیاز دارد. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی دارد و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید و مدارک ماشین فراری جدیدش را که دقیقاً جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو با وام مرد موافقت کرد آن هم فقط برای دو هفته. کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران‌قیمت را گرفت و ماشین را به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.

مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت و 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: «از این که بانک ما را انتخاب کردید متشکریم.» و گفت: «ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید. ولی فقط من یک سوال برایم باقی مانده که با این همه ثروت، چرا به خودتان زحمت دادید که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟»

مسافر نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: «تو فقط به من بگو کجای نیویورک می‌توانم ماشین 250.000 دلاری را برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم!»

پندنوشته:
یک پندی که می توان از این حکایت آموخت این است که به تمامی اتفاقاتی که در اطراف ما می افتد با نگرشی متفاوت به آن نگاه کنیم  و فرصت سازی برای خود نماییم. مانند این مرد ثروتمند که به وام ضروری به چشم یک پارکینگ ارزان قیمت نگاه کرده و برای خود فرصت استفاده از این وام را به نحوی که دیگران به آن توجهی نمی کنند ایجاد می کند.

سرفصل مطالب

مردی شیک‌پوش داخل بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شماره‌اش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را دارد و به همین دلیل به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار نیاز دارد. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی دارد و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید و مدارک ماشین فراری جدیدش را که دقیقاً جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو با وام مرد موافقت کرد آن هم فقط برای دو هفته. کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران‌قیمت را گرفت و ماشین را به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.

مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت و 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: «از این که بانک ما را انتخاب کردید متشکریم.» و گفت: «ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید. ولی فقط من یک سوال برایم باقی مانده که با این همه ثروت، چرا به خودتان زحمت دادید که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟»

مسافر نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: «تو فقط به من بگو کجای نیویورک می‌توانم ماشین 250.000 دلاری را برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم!»

پندنوشته:
یک پندی که می توان از این حکایت آموخت این است که به تمامی اتفاقاتی که در اطراف ما می افتد با نگرشی متفاوت به آن نگاه کنیم  و فرصت سازی برای خود نماییم. مانند این مرد ثروتمند که به وام ضروری به چشم یک پارکینگ ارزان قیمت نگاه کرده و برای خود فرصت استفاده از این وام را به نحوی که دیگران به آن توجهی نمی کنند ایجاد می کند.
 

مشاهده محتوا

مشاهده اسلایدها در صفحات کوچک صرفاً جهت اطلاع از کیفیت فایل و آشنایی با محتوا می‌باشد.

دیدگاه کاربران

۳.۷
از ۳ رأی

دیدگاه شما

فرمت‌های موجود این محصول
هر فرمتی که نیاز دارید رو انتخاب کنید و یک‌جا به سبد خرید اضافه کنید
مجموع (۳ فرمت) 0 تومان
پرداخت امن با تمام کارت‌های بانکی
دانلود مجدد فایل در هر زمان
انتخاب فرمت
مشاهده و خرید